صفحه اصلی / مقالات / بهبود شخصی / شکست هایت را بفروش
khhi

شکست هایت را بفروش

الگوی چهار مرحله ای استفاده از شکست ها و اشتباهات برای ثروتمند شدن

سرهنگ «ساندرس» روزی در منزل نشسته بود که نوه‌اش آمد و گفت: «بابابزرگ، این ماه برایم دوچرخه می‌خری؟» او نوه‌اش را خیلی دوست می‌داشت. گفت: «حتماً عزیزم.» حساب کرد ماهی پانصد دلار حقوق بازنشستگی می‌گیرد و حتی در مخارج خانه هم می‌ماند. شروع کرد به خواندن کتاب‌های موفقیت. در یکی از بند‌های کتابی نوشته بود: «قابلیت‌هایتان را روی کاغذ بنویسید.» او شروع کرد به نوشتن تا اینکه دوباره نوه‌اش آمد و گفت: «بابابزرگ، داری چه‌کار می‌کنی؟» پدربزرگ گفت: «دارم کار‌هایی را می‌نویسم که بلدم.» پسرک گفت: «بابابزرگ، بنویس مرغ‌های خوشمزه هم درست می‌کنی.» درست بود: پیرمرد پودر‌هایی درست می‌کرد که وقتی به مرغ‌ها می‌زد، مزۀ مرغ‌ها شگفت‌انگیز می‌شد. او راهش را پیدا کرد. پودر مرغ را برای فروش نزد اولین رستوران برد؛ اما صاحب آنجا قبول نکرد! دومین رستوران: «نه!» سومین رستوران: «نه!» او به ۶۲۳ رستوران مراجعه کرد و پاسخ منفی شنید؛ اما شش‌صدوبیست‌وچهارمین رستوران حاضر شد از پودر مرغ سرهنگ ساندرس استفاده کند. امروزه کارخانۀ پودر مرغ کنتاکی (KFC) در ۱۲۴ کشور دنیا نمایندگی دارد. اگر در آمریکا کسی بخواهد تصویر سرهنگ ساندرس و پودر مرغ کنتاکی را بالای درب رستورانش نصب کند، باید ۵۰هزار دلار به این شرکت پرداخت کند. سرگذشت سرهنگ ساندرس الهام‌بخش است؛ زیرا از شکست موفقیت ساخت. او اجازه نداد ناکامی ها متوقفش کند. انسانها دو گروهند: کسانی که موفق هستند و آنها که از شکست متنفرند. این جمله اهمیت و جایگاه شکست در رابطه با رسیدن به زندگی ایده ال را نشان می دهد.

هوندا یکی از بزرگترین کارآفرینان قرن بیستم می گوید: “نودونه درصد موفقیت از شکست تشکیل شده است.”

اگر برای رسیدن به نتیجه مطلوب صد قدم باید برداشته شود، نودونه قدم آن تلاش ناموفق است. بخش عمده ای از جاده پیروزی با تلخکامی سنگفرش شده است. انسان های موفق بیش از دیگران نه شنیده اند، به در بسته خورده اند و ناکام شده اند. اگر از نظر روحی ظرفیت لمس شکست، رد شدن و اشتباه کردن را نداشته باشید هرگز در باغ سبز کامیابی بروی تان گشوده نخواهد شد. بنابراین اولین گام در راه رسیدن به کامیابی تغییر نگرش نسبت به همزاد آن یعنی “ناکامی” است. این تغییر نگرش در چهار مرحله صورت می گیرد. گام اول: پذیرش شکستها ومشکلات. گام دوم: شاگردی در دانشگاه شکست ها گام سوم: بکارگیری در سهای فراگرفته شده از شکست ها گام چهارم: فروش شکست ها

1- شکست ها را بپذیر: اگر جزو آن دسته افرادی هستید که با شکست مشکل دارید، از آن می ترسید، هراس دارید به بن بست بخورید، نگرانید “نه”بشنوید، اضطراب احمق به نظر رسیدن دارید لذا از اشتباه کردن به هر قیمتی از جمله اقدام نکردن اجتناب می کنید، بدانید که بی جهت منتظر رسیدن روزهای باشکوه آینده اید. کسی که نتواند شکست ها را بعنوان جزئی از روند موفقیت بپذیرد قادر نیست به اهداف خود دست یابد. مشکلات و شکست ها دوست باشید و آنها را بعنوان قسمتی از روند موفقیت لحاظ کنید. در این صورت است که شانس شما برای دیدن بهترین روزهای زندگی تان به شدت افزایش می یابد.

2- در دانشگاه شکستها شاگردی کنید تفاوت برندگان و بازندگان در اطلاعات، دانش، مهارت و تجربیات آنهاست. برندگان چیزهایی می دانند که بازندگان از آن بیخبرند. توانا بود هر که دانا بود. اما بزرگان اطلاعات و دانش تخصصی خود را از کجا می آموزند؟ آنها شاگردان بزرگترین مرکز علمی جهان هستند. دانشگاه شکستها. مشکلات و شکستها بزرگترین فرصت های آموزشی را دراختیار ما قرار می دهند. افراد ثروتمند دارای تجربیات و مهارتهای بیشتری نسبت به افراد طبقه متوسط هستند. چرا؟ زیرا آنها بیشتر شکست خورده اند، بیشتر مرتکب اشتباه شده اند. می گویند دریای آرام ناخدای قهرمان نمی سازد. مشکلات ، بحرانها و شکستها فرد را آبدیده و جهاندیده می کند. او را صاحب خرد و حکمتی می کند که بواسطه آنها راحت تر و سریعتر از دیگران به ثروت می رسد.

به اشتباهات و ناکامی های خود بعنوان دانشگاه نگاه کنید. دانشگاهی که باارزش ترین دروس ثروتمندشدن را به شما می آموزد. شما نسبت به زمان قبل از شکست خود خردمندتر شده اید. زیرا اکنون یکی از راه های ثروتمند شدن را یاد گرفته اید. می گویید الان دیگر آهی در بساط ندارم. همه پول خود را از دست داده ام. اینطور نگاه نکنید. این نگرش را داشته باشید که سرمایه به ظاهر برباد رفته شما، شهریه ثبت نام در دانشگاه شکست ها بوده است! اگر مولفه های موفقیت را شامل مواردی چون سرمایه اولیه، مهارت، تجربه، دانش تخصصی و اطلاعات بدانیم کم اهمیت ترین عنصر سرمایه است. با داشتن سرمایه زیاد ولی تجربه کم شما به سرعت پول خود را از دست می دهید. اما اگر دانش و تجربه لازم در حوزه خود را داشته باشید با دستان خالی و با استفاده از منابع مالی دیگران می توانید به سرعت به نتایج مورد نظر و اهداف مالی خود برسید. هر زمان فردی را دیدید که خیلی بر پول تاکید دارد و شعارش این است با دست خالی نمی شود کاری کرد مطمئن باشید با فردی روبرو شده اید که بی تجربه و کم اطلاعات است و صد البته از خود کم بینی و عدم خلاقیت نیز رنج می برد.

این مطلب را هم ببینید:  ۴ باور موثر برای تبدیل‌شدن به انسانی باانگیزه

3-شکست را فراموش کن اما درس های آن را هرگز اکنون زمان آن رسیده که تجربیات و خرد فرا گرفته شده از شکستها را برای ادامه مسیر بکار ببندید. راز موفقیت این است که با هر زمین خوردنی دوباره از جای برخیزید اما از درسهای آن برای برداشتن قدم های صحیح و استوار استفاده کنید. مشکل بسیاری از افراد رویارویی با شکست نیست. مشکل ناامید شدن است. در واقع ما ناامید نمی شویم چون شکست خورده ایم ما شکست می خوریم چون ناامید می شویم. تا زمانیکه شما امیدوارنه به تلاش خود ادامه دهید و از تلاش نایستید شکست معنی ندارد. به شما قول می دهم اگر تاب آوری داشته باشید با خرد و دانشی که از رهگذر تلاش های ناموفق داشته اید بالاخره راه خود را پیدا خواهید کرد و به نتایج مورد نظر دست خواهید یافت.

4-شکست هایت را بفرش می گویند در یک جزیره زاد ولد زیاد گربه برای ساکنان آن دردسر ساز شده بود. تحقیق کردند، متوجه شدن مقصر گربه نری است که بعلت فعالیت زیاد غدد جنس اش نقش مهمی در افزایش جمعیت گربه ها دارد. گربه نر را گرفتن و عقیمش کردند. پس از مدتی جمعیت گربه ها رو به کاهش گذاشت. اما دوباره جمعیت گربه ها افزایش پیدا کرد. تحقیقات نشان داد که گربه نر پس از عقیم شدن به مدرسه بازرگانی هاروارد رفته است و در رشته مشاوره و بازاریابی فارغ اتحصیل شده است. او به جزیره برگشته و مشغول ارائه خدوات مشاوره ای به گربه های نر است! راه دوم استفاده از درسها و تجربیات شکست، فروش آنها به متقاضیان آن است. یک دانشجوی رشته پزشکی چه می کند؟او سالها در دانشگاه تحصیل کرده سپس مشغول ارائه خدمات پزشکی می شود. در واقع وی با فروش اطلاعات و تخصص خود به بیماران کسب درآمد می کند. یک وکیل مدافع از طریق ارائه خدمات مشاوره ای و بر عهده گرفتن وکالت افراد در پرونده های حقوقی دانش خود را به فروش می رساند. شما نیز به همین ترتیب می توانید عمل کنید. در هر حیطه ای که فعالید صاحب تجربیات و اطلاعاتی هستید. مهارتها و آگاهی های تخصصی دارید که عده زیادی حاضرند آنها را از شما بخرند. باید یاد بگیرید اطلاعات و دانش خود را تبدیل به محصولات آموزشی و مشاوره ای کنید و به کسانی که نیازمند آنها هستند بفروشید. می توانید تجربیات خود راتبدیل به کتاب کنید، آنها را تبدیل به خدمات مشاوره ای کنید، در این زمینه همایش برگزار کنید، می توانید آنها را تبدیل به محصولات آموزشی از جمله نرم افزارهای آموزشی کنید، می توانید فایل تصویری و صوتی که شامل گفتارهای شما در باره موضوعات مورد نظر است را در اینترنت به فروش برسانید. مهم این است که ذهن خود را باز نگه دارید. سنگفرش هر خیابان از طلاست. اگر ذهنی خلاق و باز داشته باشید راه حل ها و شیوه های زیادی برای فروش تجربیات خود پیدا می کنید. کافی است ذهن شما برای این کار برنامه ریزی شود. آنگاه از فروش پکیج آموزش آبیاری گلهای دریایی هم سود خواهید کرد! از خود بپرسید من صاحب چه تجربیات، اطلاعات و مهارتها هستم. آیا آنها ارزشمندند، آیا کسانی هستند که به آنها نیاز داشته باشند. اگر جواب های شما مثبت است قدم آخر را بردارید. تجربیات خود را تبدیل به خدمات وکلاهای آموزشی کرده و به بازار عرضه کنید. من عده زیادی را دیده ام که از این راه صاحب درآمد های قابل توجه و حتی رویایی شده اند. امروز صنعت و تجارت آموزش، یکی از پررونق ترین حوزه هاست. این حوزه را جدی بگیرید. به تجارت آموزش خوش آمدید.

 

نویسنده مقاله: مسعود لعلی

این مقاله در مجله راز نیز به چاپ رسیده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فقط یک قدم دیگه تا دانلود کتاب فاصله دارید!
لینک دانلود به ایمیل‌تان ارسال می شود
۳۰ درصد تخفیف ویژه
برای خرید محصول «انگیزه‌هایی که تو را میلیاردر می‌کند»
بخاطر اینکه بیش از یک دقیقه است که درحال دیدن این صفحه هستید.
برای دانلود نام و ایمیل خود را وارد کنید
لطفا ایمیل معتبر وارد کنید. لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود
لطفا ایمیل معتبر وارد کنید. لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود
آدرس ایمیل هرگز با www شروع نمی شود!